توتمسلغتنامه دهخداتوتمس . [ م ِ ] (اِخ ) (1515 - 1505 ق .م .) دوم از سلاله ٔ هیجدهم پادشاهان قدیم مصر است و ساختمانهای کارناک را او بنا نهاد. (از لاروس ). رجوع به ماده ٔ قبل و دو
توتمسلغتنامه دهخداتوتمس . [ م ِ ] (اِخ ) (در حدود 1425- 1405 ق .م .) چهارم از هیجدهمین سلسله ٔ سلاطین مصر قدیم است . وی علیه نوبی ها (ساکنان قسمت شمالی سودان فعلی ) جنگید. (از لا
توتمسلغتنامه دهخداتوتمس . [ م ِ ] (اِخ ) یا توتموزیس (1530 - 1515 ق .م .). اول از هیجدهمین سلاله ٔ سلاطین مصر قدیم است . او چند بار به سوریه لشکر کشید. (از لاروس ). رجوع به سه ما
توتمسلغتنامه دهخداتوتمس . [ م ِ ] (اِخ ) سوم از هیجدهمین سلاله ٔ سلاطین قدیم مصر و مشهورترین آنان است . وی هفده بار به سوریه لشکر کشید و فرمانروائی واقعی در سواحل فرات بوجود آورد
تولغتنامه دهخداتو. (اِخ ) ژاک اگوست دو (1553 - 1617 م .). قاضی و تاریخ دان فرانسوی . وی در پاریس متولد شد. او راست : «تاریخ دوران من » به زبان لاتینی که اثری است شایان توجه و
تولغتنامه دهخداتو. [ ت َ / تُو ] (اِ) بمعنی تاب است که تابش آفتاب و امثال آن باشد. (برهان ) (آنندراج ). تاب که از تافتن مشتق است . (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ) (از انجمن آ
تولغتنامه دهخداتو. [ ت َ وِن ْ ] (ع ص ) تاو. تاوی . هلاک شونده . نعت است از تواء بمعنی هلاک شدن . (منتهی الارب ).
تولغتنامه دهخداتو. [ ت َوو ] (ع ص ، اِ) تنها و طاق ، و منه الحدیث : الطواف توّ و الاستجمار تو. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). || رسن یک تاه تافته . ج ، اتواء. (م
تولغتنامه دهخداتو. [ ت ُ ] (ترکی ، اِ) طو. طوی . مهمانی و ضیافت . (برهان ) (آنندراج ). ضیافت و مهمانی . (ناظم الاطباء).