توتیرلغتنامه دهخداتوتیر. [ ت َ تی ] (ع مص ) کمان به زه کردن . (تاج المصادر بیهقی ). زه بر کمان کردن . (زوزنی ). سخت گردانیدن زه کمان را یا به زه کردن آن را. (منتهی الارب ) (آنندر
تودغدۀ تیروسازthyrotrope adenoma, thyrotroph adenoma, thyrotroph cell adenomaواژههای مصوب فرهنگستانتودغدۀ هیپوفیزی نادری که بیش از حد هورمون تیروتروپین ترشح میکند