توتوفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهجانور ریز سختپوست شبیه دانۀ خاکشیر که در آبهای شیرین بهخصوص آبهای ساکن، مانندِ آب حوض و آبانبار پیدا میشود؛ خاکشیر.
توتولغتنامه دهخداتوتو. (اِ) مرغ . مرغ خانگی و خروس در زبان اطفال . || کلمه ایست که مرغان را بدان خوانند برای دانه خوردن و جز آن . تی تی . آوازی که بدان مرغ رابه دانه چیدن خوانند
توتولغتنامه دهخداتوتو. (ص مرکب ، ق مرکب ) چیزهائی که بر روی یکدیگر واقع شده و همدیگررا احاطه نماید، مانند پرده های پیاز. (ناظم الاطباء). پرده پرده . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
توتلغتنامه دهخداتوت . (اِخ ) دهی از دهستان رباطات است که در بخش فرانق شهرستان یزد واقع است و 110 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
توتلغتنامه دهخداتوت . (اِخ ) دهی از دهستان طبس مسیناست که در بخش درمیان شهرستان بیرجند واقع است و 236 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
توتلغتنامه دهخداتوت . (اِخ ) دهی از دهستان کسبایر است که در بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد واقع است و 231 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
توتلغتنامه دهخداتوت . (اِخ ) دهی از دهستان لطف آباد است که در بخش لطف آباد شهرستان دره گز واقع است و 300 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
توتکلغتنامه دهخداتوتک . [ توت َ ] (اِ) جانوری است سخن گو که آن را بتازی طوطی خوانند. (فرهنگ جهانگیری ). مرغی است معروف که طوطی گویند. (فرهنگ رشیدی ). طوطی سخن گو را گویند. (برها
لجوجگویش کرمانشاهکلهری: yâǰu:ǰ/ laǰu:ǰ گورانی: yâǰu:ǰ/ laǰu:ǰ سنجابی: yâǰu:ǰ/ laǰu:ǰ کولیایی: yâǰu:ǰ/ laǰu:ǰ زنگنهای: yâǰu:ǰ/ laǰu:ǰ جلالوندی: yâǰu:ǰ/ laǰu:ǰ زولهای: yâǰu:ǰ/ l