توآسلغتنامه دهخداتوآس . [ ت ُ ] (اِخ ) از سرداران اسکندر که پس از فتح گدروزی به ولایت آن گماشته شد و اندکی بعد درگذشت . رجوع به تاریخ ایران باستان ج 2 صص 1859-1861 شود.
تأسیسات سوختfuel farms, joint holder user installation, JHUIواژههای مصوب فرهنگستانتأسیساتی برای نگهداری سوخت هواگرد و توزیع آن به خطوط هوایی
تأسیسکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ، بنیاد نهادن، ثبت کردن، دایر کردن، فعال کردن، راه انداختن، برپا کردن، تشکیلدادن، افتتاح کردن شرکت دادن