همهمةلغتنامه دهخداهمهمة. [ هََ هََ م َ ] (ع مص ) خوابانیدن زن کودک را به آواز. (منتهی الارب ). || برگردانیدن آواز در سینه از اندوه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || بانگ کردن ش
همهومةلغتنامه دهخداهمهومة. [ هَُ م َ ] (ع اِ) گله ٔ بزرگ از شتران . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به همهامة شود.
همهوملغتنامه دهخداهمهوم . [ هَُ ] (ع اِ) شیر بیشه . || (ص ) باصدا. || نی هنگامی که باد آن را بجنباند. (اقرب الموارد).