سواد اطلاعاتیinformation literacy, IL, information skillsواژههای مصوب فرهنگستانمهارتهای دستیابی و درک و ارزیابی و استفاده از منابع اطلاعاتی برای حل مشکلات و تصمیمگیریهای مؤثر
همچولغتنامه دهخداهمچو. [ هََ چ ُ ] (حرف اضافه ٔ مرکب ) افاده ٔ معنی تشبیه کند. (آنندراج ). چون . مانند : جز به مادندر نماند این جهان کینه جوی با پسندر کینه دارد همچو با دختندرا.
وهمفرهنگ مترادف و متضاد۱. ظن، گمان ۲. پندار، پنداشت، تصور، خیال، فرض ۳. فکر ۴. اوهام، تخیل، توهم ۵. بیم، ترس، خوف، رعب، وحشت، هراس ≠ یقین
وهمدیکشنری فارسی به انگلیسیconjecture, daydream, delusion, fiction, hallucination, nonentity, notion, phantasm, phantom, reverie, whimsy
ایلیادفرهنگ نامها(تلفظ: il yād) (ترکی ـ فارسی) یاد ایل ، به یاد ایل ؛ (در یونانی) منظومهی منسوب به هومر معروفترین حماسهی دنیای قدیم و از شاهکارهای ادبیات جهان .