هنولغتنامه دهخداهنو. [ هَِ ن ْوْ ] (ع اِ) هنگام . || (اِخ ) پدر قبیله ای است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
کهندیکشنری فارسی به انگلیسیage-old, ageing, aging, ancient, antique, archaic, fossil, hoary, old, olden, primitive