هارپاگونلغتنامه دهخداهارپاگون . [ گُن ْ ] (اِخ ) شخصیت عمده ٔ کمدی خسیس اثر مولیر . هارپاگون شخصیت قابل ستایش خسیسی است که مولیر با آفریدن وی خست را به بهترین وجهی تجسم بخشیده است .
چهارلاچنگلغتنامه دهخداچهارلاچنگ .[ چ َ / چ ِ چ َ ] (اِ مرکب ) از اصطلاحات موسیقی . و آن نام سکوتی است معادل با یک شانزدهم دم سکوتها در موسیقی مانند نقطه و ویرگولهای کلام اند و معمولا
چهارپروندلغتنامه دهخداچهارپروند. [ چ َ پ َ وَ ] (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ ممزائی ایل چهارلنگ بختیاری . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 75).
چهارپیوندلغتنامه دهخداچهارپیوند. [ چ َ / چ ِ پ َ / پ ِ وَ ] (اِ مرکب )سردی و گرمی و تری و خشکی . رجوع به چارپیوند شود.