هاشم آبادلغتنامه دهخداهاشم آباد. [ ش ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رباط سرپوشیده ٔ بخش حومه شهرستان سبزوار، واقع در 28 هزارگزی خاور سبزوار، سر راه شوسه ٔ قدیمی سبزوار. ناحیه ای است جل
هاشم آبادلغتنامه دهخداهاشم آباد. [ ش ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رستاق بخش خلیل آباد شهرستان کاشمر، واقع در 3 هزارگزی شمال خاور خلیل آباد و 5 هزارگزی شمال راه شوسه عمومی بَرْدِسْکَن
هاشم آبادلغتنامه دهخداهاشم آباد. [ ش ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور، واقع در 6 هزارگزی جنوب نیشابور در جلگه قرار گرفته است و هوای آن معتدل است . 79 ت
هاشم آبادلغتنامه دهخداهاشم آباد. [ ش ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خَفْرَک بخش زرقان شهرستان شیراز، واقع در 52 هزارگزی شمال خاور زرقان و 3 هزارگزی راه شوسه ٔ اصفهان به شیراز. ناحیه ای
هاشم آبادلغتنامه دهخداهاشم آباد. [ ش ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش رایِن شهرستان بم ، واقع در 10 هزارگزی جنوب خاوری راین و8 هزارگزی جنوب راه فرعی راین به نی بید. 15 تن در آنجا زندگی
هاشم آباد ارباب کیخسرولغتنامه دهخداهاشم آباد ارباب کیخسرو. [ ش ِ دِ اَ ک ِ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) دهی است از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران ، واقع در 15 هزارگزی شمال باختری شهرری و 2 هزارگزی شمال
ده نوهاشم آبادلغتنامه دهخداده نوهاشم آباد. [ دِه ْ ن َ ش ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور. واقع در 12هزارگزی جنوب نیشابور. دارای 141 تن سکنه . آب آن از قنات
هاشملغتنامه دهخداهاشم . [ ش ِ ] (اِخ )ابن یزیدبن عبدالملک بن مروان بن الحکم . از فرزندان یزیدبن عبدالملک خلیفه ٔ اموی . (عقدالفرید ج 5 ص 205).
هاشملغتنامه دهخداهاشم . [ ش ِ ] (اِخ ) ابن عبدمناف بن قصی بن کلاب بن مرة. جد سلسه ٔ بنی هاشم و از اجداد پیغمبر اسلام (ص ) و یکی از بزرگان و معارف و رؤسای قریش در عهد خود بود. د
هاشملغتنامه دهخداهاشم . [ ش ِ ] (اِخ ) (میر...) از شعرای قرن نهم هجری ، از مردم هرات بود. امیر علیشیر نوائی درباره ٔ وی می نویسد که اول کمانگری میکرد و سپس به شغل حمامداری قیام