هاجسلغتنامه دهخداهاجس . [ج ِ ] (ع ص ، اِ) اسم فاعل از هَجْس . (از اقرب الموارد). رجوع به هجس شود. || آنچه در دل افتد. ج ، هواجس : هواجس الهم بعد النوم تعتکر. (از اقرب الموارد) (
هاوستینلغتنامه دهخداهاوستین . [ وِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دیزمار باختری بخش ورزقان شهرستان اهر. واقع در 21 هزارگزی باختر خروانق (مرکز دهستان ) و 23 هزارگزی شوسه ٔ تبریز به جلفا