بهترین زمان مصرف تاbest if use byواژههای مصوب فرهنگستانتاریخی بر روی مواد غذایی که پایان دورة زمانی بهترین کیفیت را نشان میدهد
هبورلغتنامه دهخداهبور. [ هََ ب ْ بو ] (ع اِ) مورچه ٔ ریزه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). || در لغت نبطی ؛ ریزه برگی که از کشت بر زمین ریزد و قا
هبورلغتنامه دهخداهبور. [ هَُ ] (ع اِ) ج ِ هَبر. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). رجوع به هَبر شود. || سنگهای بزرگ بر پشتها. (منتهی الارب ).
هبورنلغتنامه دهخداهبورن . [ هَِ ] (اِخ ) شهری است از ایالت دورهام در انگلستان که در 4/5 میلی پائین نیوکاسل واقع شده . مساحت آن 2/4 میل مربع و جمعیتش بر طبق آمار سال 1951 م . 2309
رئیس هبةالغتنامه دهخدارئیس هبةا. [ رَ هَِ ب َ تُل ْ لاه ] (اِخ )ابن زیدبن حسن بن افرائیم بن یعقوب بن جمیع، مکنی به ابوالعشائر و ملقب به رئیس یا شمس الریاسة. پزشک دانشمند و حاذق اسرائ
هبوط کردنلغتنامه دهخداهبوط کردن . [ هَُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فرود آمدن . نزول کردن . (ناظم الاطباء). به زیر آمدن . فروافتادن . از بلندی به پستی آمدن . هبوط نمودن .