بهترین زمان مصرف تاbest if use byواژههای مصوب فرهنگستانتاریخی بر روی مواد غذایی که پایان دورة زمانی بهترین کیفیت را نشان میدهد
هبوةلغتنامه دهخداهبوة. [ هََ وَ ] (ع اِ) گرد خاک و تیرگی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). ج ، هَبَوات . (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد)، اهباء. (
هبةلغتنامه دهخداهبة. [ هَِ ب َ ] (ع مص ، اِمص ) (از«وهَ ب ») بخشش و انعام . (ناظم الاطباء) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). بخشیدن چیزی را. (منتهی الارب ). بخشیدن و دادن چیزی بلاعوض .
کهبةلغتنامه دهخداکهبة. [ ک ُ ب َ ] (ع اِ) سپیدی مایل به تیرگی یا سیاهی یا تیرگی که به سیاهی زند، یا رنگی است خاص شتر را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ازناظم الاطباء). تیرگی به سیا
هبةلغتنامه دهخداهبة. [ هَِ ب ْ ب َ ] (ع مص )بانگ کردن تکه وقت گشنی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بانگ کردن برای گشنی . (معجم متن اللغة). || تیز شدن تکه برای گشنی . (منتهی ال
هبةلغتنامه دهخداهبة. [ هََ / هَِ ب ْ ب َ ] (ع مص ) بریدن چیزی را. (منتهی الارب ): هب السیف الشی ٔ هبة؛ برید شمشیر آن چیز را. (اقرب الموارد). || به حرکت درآوردن شمشیر چیزی را. ج
هبةلغتنامه دهخداهبة. [ هََ ب ْ ب َ ] (ع اِ) یک مرتبه . یک بار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد): رایته هبة؛ دیدم او را یک بار در تمام عمر. (اقرب الموارد)(منتهی الار