هیضةلغتنامه دهخداهیضة. [ هََ ض َ ] (ع مص ) بازگردان کردن غم واندوه یا خوگر شدن بدان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || بازگشتن بیماری بعد بیماری . (منتهی الارب ) (آن
جهیضلغتنامه دهخداجهیض . [ ج َ ] (ع ص ، اِ) بچه ٔ افتاده ٔ تمام خلقت باشد یا ناقص الخلقه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بچه ٔ سقطشده . (اقرب الموارد). بچه ای که از شکم بیفتد. || آن
هیضلغتنامه دهخداهیض . [ هََ ] (ع مص ) شکستن استخوان از پس جبر. (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). باز شکستن استخوان را بعد گرفتگی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج )