فرومنidواژههای مصوب فرهنگستاندر نظریه روانکاوی، بخشی از دستگاه روانی که سائقهای مرگ و زندگی را در بر میگیرد
واپایش دسترسی شناسهبنیادID-based access controlواژههای مصوب فرهنگستانواپایش دسترسیای که براساس شناسۀ کاربر انجام میشود
هیولائیلغتنامه دهخداهیولائی . [ هََ ] (ص نسبی ) منسوب به هیولا : جوانمردی و لطف و آدمیت همین نقش هیولائی مپندار.سعدی .
هیولالغتنامه دهخداهیولا. [ هََ ] (معرب ، اِ) ماده ٔ هر چیز. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). مقابل صورت : هیولا را اگر وصفی کنی بیرون برد مقدورکه باشد بی خلاف آنگه ز خردو واحد و یکتا.
هیولافرهنگ انتشارات معین(هَ) [ ع . ] (اِ.) مأخوذ از یونانی . 1 - مادة اولی ، اصل هر چیز. 2 - در فارسی به معنای صورت ، هیکل . 3 - (عا.) غول ، عظیم الجثه .
هیولافرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [عامیانه] جانور وحشی و خیالی با شکل و ساختاری غیرطبیعی، ترسناک، و بسیار بزرگ.۲. (صفت) [عامیانه، مجاز] بسیار بزرگ.۳. [مجاز] شخص دارای رفتار غیرانسانی و وحشیان