سحابی پیلهCocoon Nebula, IC 5146واژههای مصوب فرهنگستانسحابی پخشیده و درهمپیچیدهای از سحابیهای تاریک و روشن در صورت فلکی دجاجه
سحابی جامِتاسToby Jug Nebula, IC 2220واژههای مصوب فرهنگستانسحابیای بازتابی در صورت فلکی شاهتخته که به شکل یک سحابی دوقطبی گرداگرد ستارۀ اِچدی 65750 دیده میشود
هزوارشلغتنامه دهخداهزوارش .[ هَُ زْ رِ ] (اِ) زوارش . از مصدر اوزوارتن به معنی بیان کردن ، تفسیر نمودن و شرح دادن است . و به همین معنی در نامه های پهلوی ، چون دینکرد و بندهش و نام
هزوارشفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهخواندن کلمهای با تلفظی غیر از آنچه نوشته شده؛ بعضی کلمات آرامی که در موقع خواندن ترجمۀ پهلوی آن را به زبان میآوردند، مثلاً به جای جلتا میخواندند پوست و به
جهزلغتنامه دهخداجهز. [ ج َ ] (ع مص ) کشتن خسته را. (آنندراج ). کشتن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
کهزکلغتنامه دهخداکهزک . [ ک َ زَ ] (اِ) خردل بوستانی باشد. گویند اگر آب آن را بگیرند و در پای درخت انار ترش بریزند انار آن درخت شیرین گردد . و بعضی گویند تره تیزک است که به زبان
وهزلغتنامه دهخداوهز. [ وَ ] (ع ص ) مرد کوتاه بالای استوارخلقت ، یا درشت اندام میانه قامت . || (مص ) سپردن زیر پای . (منتهی الارب ) (آنندراج )(اقرب الموارد). || شکستن و کوفتن .