هشامیةلغتنامه دهخداهشامیة. [ هَِ می ی َ ] (اِخ ) اصحاب هشام بن عمرو الغوطی هستند که گویند در قرآن دلالتی بر حلال و حرام و امامت نیست . (از تعریفات میر سیدشریف جرجانی ). فرقه ای از
هاشمیةلغتنامه دهخداهاشمیة. [ ش ِ می ی َ ] (ص نسبی ، اِ) مؤنث هاشمی ، منسوب به هاشم . || روپوش مخصوص است زنان عرب را.
هاشمیةلغتنامه دهخداهاشمیة. [ ش ِمی ی َ ] (اِخ ) درة بنت ابی لهب عبدالعزی بن عبدالمطلب بن هاشم . وی دخترعموی محمد پیغمبر اسلام است . شاعره بود و با حارث بن عامربن نوفل بن عبدمناف د
منیة هشاملغتنامه دهخدامنیة هشام . [ م ُ ی َ ت ُ هَِ ] (اِخ ) دیهی است در ولایت طبریه ٔ شام دارای چشمه ٔ آبی است که هفت سال متواتر آبش جاری باشد و هفت سال متواتر در بندبود و هرگز این
هاشمیلغتنامه دهخداهاشمی . [ ش ِ ] (اِخ ) از سادات قم و محرر محکمه ٔ شرع بود. آذر بیگدلی در ردیف شعرای قم نام وی را آورده است و می نویسد: «از سادات آن دیار و به شیوه ٔ زهد و تقوی