کین پژوهلغتنامه دهخداکین پژوه . [ پ َ ](نف مرکب ) کینه جو. انتقامجو. کینه خواه : سرانجام پیران بیامد ز کوه مرا برد نزدیک آن کین پژوه .فردوسی .
آیندهپژوهfuturist 2, foresight practitionerواژههای مصوب فرهنگستانکسی که در حوزههای مرتبط با آیندهپژوهی فعالیت میکند متـ . آیندهاندیش futures thinker