میانتئینintein, protein intron, internal protein sequence, intervening protein sequence, IVPS, intervening sequence, IVSواژههای مصوب فرهنگستانهر توالی آمینواسید پروتئین پیشساز که در حین پیرایش پروتئین حذف میشود
هورسلغتنامه دهخداهورس . [ هَُ وَ ] (اِ) درکوههای اطراف کرج ژونی پروس پلی کارپا به نام هورس موسوم است . ارس . (یادداشت مؤلف ). رجوع به جنگل شناسی ساعی ج 2 ص 253 و ارس شود.
هجرسلغتنامه دهخداهجرس . [ هَِ رِ ] (ع اِ) کپی . (منتهی الارب ). قرد. (اقرب الموارد). || روباه بچه . (منتهی الارب )(از اقرب الموارد). || مردم ناکس . (منتهی الارب ). لئیم . (اقرب
کهورستانلغتنامه دهخداکهورستان . [ ک َ رِ ] (اِ مرکب ) اراضیی که در آن کهور باشد. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به کهور شود.
هجرسیلغتنامه دهخداهجرسی . [ هَِ رِ سی ی ] (اِخ ) محمدبن خلیل ، مکنی به ابوالفتوح از فقهای شافعی جامع الازهربود و در سال 1328 هَ . ق درگذشت . او راست : 1- الجوهر النفیس علی صلوات
هورستارلغتنامه دهخداهورستار. [ رِ ] (اِ) دستور و موبد و هیربد را گویند و اینان در آئین پارسیان به محافظت شوارع شریعت و حراست حدود دانش و حکمت می پردازند. (از آنندراج ). در انجمن آر