هومهرواژهنامه آزاددارای عشق و محبت خوب، نیک مهر، دارای دوستی و محبت نیک؛ واژۀ مرکب از هو (خوب) و مهر (محبت، دوستی، عشق). || دوست خوب. || خورشید خوب. || نامی است برای پسران.
هومهرفرهنگ نامها(تلفظ: hu mehr) (هو = خوب + مهر = محبت ، دوستی و عشق) ، دارای عشق و محبت خوب ، نیک مهر ، دارای دوستی و محبت نیک .
نوجه مهرلغتنامه دهخدانوجه مهر. [ ن َج ِ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دیزمار غربی از بخش ورزقان شهرستان اهر، در 50 هزارگزی مغرب ورزقان و 43 هزارگزی جاده ٔ تبریز به اهر، در منطقه ٔ
مهراوهواژهنامه آزاد1:مهراوه،نام ایرانی برای دختر و تشکیل شده از واژه ی "مهر" به معنی خورشید یا محبت ،و پسوند شباهت "اوه" است. 2:مهراوه، نام مکان است،"مهر "به معنای خورشید و "آوه"
یک لیوان آب به من بده.گویش اصفهانی تکیه ای: itâ livân ow men de. طاری: yeg livân ow mun te. طامه ای: i livân ow be mun de. طرقی: itâ livân ow mo te. کشه ای: itâ livân ow hâte. نطنزی: itâ livân ow