هولیلغتنامه دهخداهولی . (اِخ ) در هندی نام عیدی و جشنی است . (برهان ) (آنندراج ). این جشن را در اوائل فصل بهار برپا می کنند. (فرهنگ عمید).
هولیلغتنامه دهخداهولی . [ هََ / هُو ] (اِ) کره اسبی که هنوز زین نکرده باشند و به هندی آهسته و هموار باشد. (آنندراج ) (برهان ) (انجمن آرا).
چه لیلغتنامه دهخداچه لی . [ چ ِ ] (اِخ ) نام خلیجی در دریای زرد در غربی ترین قسمت آن دریا که بین چین شمالی و منچوری واقع است .
گهولیلغتنامه دهخداگهولی . [ گ َ ] (حامص ) عوض و بدل کردن چیزی باشد به چیزی دیگر. (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). معاوضه . تبدیل . چیزی به چیزی فروختن .
جهولیةلغتنامه دهخداجهولیة. [ ج ُ لی ی َ ] (ع مص ) مصدر جهل است چون طفولیة. (ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ).
هولیوودلغتنامه دهخداهولیوود. [ هَُ لی ] (اِخ ) هالیوود. شهری است که در کالیفرنیای جنوبی واقع است . از شهرهای اتازونی در حومه ٔ شهر لوس آنجلس که از معروفترین شهرهای سینمایی جهان و م