اغلوطهلغتنامه دهخدااغلوطه . [ اُ طَ ] (ع اِ) سخن غلط. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سخنی که در آن غلط باشد. (از اقرب الموارد). || کلام که بدان کسی را بغلط اندازند. (منتهی الارب )
اغلوطهفرهنگ انتشارات معین(اُ طِ) [ ع . اغلوطة ] ( اِ.) 1 - سخن نادرست . 2 - سخنی که با آن کسی را گمراه سازند.
اغللغتنامه دهخدااغل . [ ] (اِخ ) همان اغول حاجب است که از امرای محمد خوارزمشاه درخوارزم بود. (از تاریخ جهانگشا ج 1 ص 97 و 124). همان مغول حاجب است . رجوع به تاریخ غازان ص 137 ش
اغللغتنامه دهخدااغل . [ اَ غ ِ ] (اِ) جایی باشد که در کوه وصحرا بجهت خوابانیدن گوسفندان سازند. (آنندراج ) (برهان ) (هفت قلزم ). و آن را آغل بالمد نیز خوانند. (آنندراج ). اغول ا
اغلوجلغتنامه دهخدااغلوج . [ اُ ] (ع اِ) شاخ درخت نازک و نرم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شاخ نرم درخت . (از اقرب الموارد). ج ، اغالیج . (از اقرب الموارد) (المنجد).
واغللغتنامه دهخداواغل . [ غ ِ ] (اِ) غذای پخته و آماده .(ناظم الاطباء) (اشتنگاس ). در مآخذ دیگر دیده نشد.