اطورلغتنامه دهخدااطور. [ ] (اِخ ) (جزیره ٔ...) مستوفی آرد: در آن (جزیره ) سگساران اند. رجوع به نزهةالقلوب ص 230 شود.
اطورینلغتنامه دهخدااطورین . [ اَطْ وَ ] (ع اِ) (بصورت جمع سالم ) کرانه ها. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || سختی و بلا: لقی منه الاطورین ؛ سختی دید از وی . و
اطورینلغتنامه دهخدااطورین . [ اَطْ وَ رَ ] (ع اِ) (به صیغه ٔ تثنیه ) دو کرانه ، یقال : بلغ فی العلم اطوریه ؛ ای اوله و آخره . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) . و رجوع به اَطوَرین بص
فَاطِرِفرهنگ واژگان قرآنخالق - آفريننده (در بسياري از آيات ، خلقت را فطر ، و خالق را فاطر ناميده است ، و فطر به معناي پاره کردن است ، گويا خداي تعالي عدم را پاره ميکند و موجودات را از