ارمانگاردلغتنامه دهخداارمانگارد. [ اِ ] (اِخ ) ماتیلد. نواده ٔ ارمانگارد، مارکیز دیورِه . وی در مائه ٔ یازدهم میلادی میزیست و دارای تربیتی عالی بود و با فردریک تُرِلﱡو، پسر لودُلف دُ
ارمانگاردلغتنامه دهخداارمانگارد. [ اِ ] (اِخ ) ملکه ٔ روم غربی متوفاة در آنژر به سال 818 م . وی در سال 798 م . با لوئی لودبونر پسر شارلمانی که آنگاه پادشاه آکیتن بود و بعد به سال 814
ارمانگاردلغتنامه دهخداارمانگارد. [ اِ ] (اِخ ) دختر آدالبرت دوم ، مارکی دُتُسکان و زوجه ٔ ادالبرت ، مارکی دیورِه ،متوفاة به سال 947 م . وی زنی فعّاله و محتاله بود وزندگانی پرآشوب داش
ارمانگاردلغتنامه دهخداارمانگارد. [ اِ ] (اِخ ) دختر آدالبرت مارکی دُسپُلِت ، دوک کامِرینو. وی در مائه ٔ دهم میلادی میزیست و با ژیُوانّی ، کنت بُلُنی ازدواج کرد. ارمانگارد به نیکوئی س
ارمانگاردلغتنامه دهخداارمانگارد. [ اِ ] (اِخ ) ملکه ٔ پرُوانس ، متولده در 855 م . و متوفاة در پلِزانس به سال 890 م . وی دختر امپراطور لوئی دوم بودو به سال 877 با دوک بُسُن دوک ِ لمبا
چاردانگه ٔ شوشترلغتنامه دهخداچاردانگه ٔ شوشتر. [ گ َ ی ِ ت َ ] (اِخ ) عبارت است از پنجاه باب خانه و یکصد نفر ذکور و یکصد و شش نفر اناث (مرآت البلدان ج 4 ص 45). و رجوع به جغرافی غرب ایران نگ
چاردانگه ٔ هزارجریبلغتنامه دهخداچاردانگه ٔ هزارجریب . [ گ َ ی ِ هَِ ج َ ] (اِخ ) از اعمال استرآباد بوده اینک جزء مازندران است و در خوبی آب و هوا مشهور و مسلم و دو ناحیه ٔ عمده را مشتمل است ، چ
کاردانفرهنگ مترادف و متضادآزموده، استاد، باکیاست، بصیر، حاذق، خبره، خبیر، سیاستمدار، قابل، کارآ، کارآزموده، کارآمد، کاربر، کارشناس، ماهر، متخصص، مجرب، مدبر، مطلع ≠ بیتجربه