افرجلغتنامه دهخداافرج . [ اَ رَ ] (ع ص ) آنکه هر دو سرین وی جهت بزرگی با هم نپیوندد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آنکه هر دو الیه ٔ وی بزرگ باشد و بهم نرسد. و انثی
کافرفرهنگ مترادف و متضاد۱. بتپرست، بدکیش، بیایمان، بیدین، زندیق، لامذهب، مرتد، مشرک، ملحد، منافق ۲. ناسپاس ≠ مومن
وافردیکشنری فارسی به انگلیسیaffluent, abundant, ample, bounteous, bumper, copious, fat, flush, generous, generously, liberal, long , opulent, plenteous, plentiful, profuse, superabundant