رانَکsegway, segway PT, segway HTواژههای مصوب فرهنگستانوسیلۀ نقلیۀ فردی که دارای دو چرخ، یک اهرم و یک سامانۀ حفظ تعادل است و با نیروی الکتریسیته حرکت میکند
سیم شمعspark plug wire, ignition cable, spark plug lead, ignition lead, plug lead, high-tension ignition cable, spark plug HT cableواژههای مصوب فرهنگستانسیمی که جریان پرفشار برق را از تقسیمگر به سرشمعها میرساند
افوض امری الی الغتنامه دهخداافوض امری الی ا. [ اُ ف َوْ وِ ض ُ اَ اِ لَل ْ لاه ] (ع جمله ٔ فعلیه ) کار خود را به خدا بازمیگذارم . (یادداشت مؤلف ). کار خویش را به خدا واگذار میکنم : و أفو
اَفَضَگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی گند چیزی در آمدن ، برملا شدن ، بی آبرویی ، صدا کردن و فاش شدن سِرْ
روافضلغتنامه دهخداروافض . [ رَ ف ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ رافضة. (از معجم متن اللغة) (اقرب الموارد)(منتهی الارب ). طایفه ای از سپاه که قائد خود را ترک کردند. (از معجم متن اللغة). گروهی