رانَکsegway, segway PT, segway HTواژههای مصوب فرهنگستانوسیلۀ نقلیۀ فردی که دارای دو چرخ، یک اهرم و یک سامانۀ حفظ تعادل است و با نیروی الکتریسیته حرکت میکند
سیم شمعspark plug wire, ignition cable, spark plug lead, ignition lead, plug lead, high-tension ignition cable, spark plug HT cableواژههای مصوب فرهنگستانسیمی که جریان پرفشار برق را از تقسیمگر به سرشمعها میرساند
افواجلغتنامه دهخداافواج . [ اَف ْ ] (ع اِ) ج ِ فَوْج ، بمعنی گروه . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). جماعات . گروهها. طوائف : افواج ترکمانان پیدا آمدند که مگر بدانجا مقام کرده است .
افجاجلغتنامه دهخداافجاج . [ اِ ](ع مص ) سخت شکافتن زمین را به فدان . || براه فج رفتن . || میان هر دو پا گشاده گردانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || شتافتن . (من
افجاءلغتنامه دهخداافجاء. [ اِ ] (ع مص ) گشاده و فراخ ساختن نفقه بر عیال . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || بناگاه درآمدن بر کسی . مفاجاة. (منتهی الارب ).