اسپرلوسلغتنامه دهخدااسپرلوس .[ اِ پ َ ] (اِ) خانه و سرای پادشاهان و سلاطین و حکام . (جهانگیری ) (برهان ). کاخ . کوشک . قصر : چه نقصان دیدی از کعبه تو بی دین که گردی گرد اسپرلوس شاه
اسپرسوساز اهرمیlever espresso machineواژههای مصوب فرهنگستاننوعی اسپرسوساز دستی که در آن فشار لازم برای عصارهگیری ازطریق فشار دادن یک پیستون بهکمک اهرم تأمین میشود
اسپرسوساز تکجوشانهsingle boiler espresso machineواژههای مصوب فرهنگستاناسپرسوسازی که از یک دیگ بخار برای تولید آب گرم لازم برای عصارهگیری اسپرسو و بخار دادن شیر استفاده میکند
اسپرسوساز تمامخودکارsuper automatic espresso machine,superauto espresso machine, beanto cup machine, one touchmachineواژههای مصوب فرهنگستاناسپرسوسازی که در آن تمامی فرایندهای آسیا کردن و پیمانه کردن و کوبش قهوه و مدت عصارهگیری و تأمین فشار و دما و دورریزی کیک قهوه با دستگاه انجام میشود
اسپرسوساز چندجوشانهmulti boiler espresso machineواژههای مصوب فرهنگستاناسپرسوسازی که در آن بهازای هر گروه (group) یک دیگ بخار وجود دارد و یک دیگ بخار مجزا نیز برای بخار دادن شیر دارد