اسمئلاللغتنامه دهخدااسمئلال . [ اِ م ِءْ ] (ع مص )لاغر و باریک شکم گردیدن . باریک میان شدن . || اِسمِئلال ثوب ؛ کهنه شدن جامه . (یادداشت مؤلف ).
اسم سائللغتنامه دهخدااسم سائل . [ اِ م ِ ءِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) خواجه نصیر طوسی گوید: آن باشد که قابل اشتقاق بود چون ضرب . (اساس الاقتباس ص 15). مقابل اسم جامد.