استحواذلغتنامه دهخدااستحواذ. [ اِ ت ِح ْ ] (ع مص ) دست یافتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). چیره شدن بر چیزی . (منتهی الارب ). استیلاء. مستولی گردیدن . (منتهی الارب ). غالب شدن :
استحکامدیکشنری فارسی به انگلیسیconsistency, integrity, solidity, soundness, stability, steel, strength, sturdiness, support, tenacity