اسوارانلغتنامه دهخدااسواران . [ اَس ْ ] (اِ) ج ِ اسوار. سواران . || گروهی از فارسیان نژاده . (التفهیم ). دهقانان و شهزادگان و مرزبانان . اساورة. رجوع به اخبارالطوال ص 302 و خاندان
اسوارانفرهنگ انتشارات معین( اَ ) (اِ.) 1 - جِ اسوار؛ برندگان اسب ، فارسان . مق پیادگان . 2 - سپاهیان سواره (در زمان ساسانیان ).
اسارانلغتنامه دهخدااساران . [ اَ ] (اِخ ) رجوع به سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 116 بخش انگلیسی شود.
جاسکلغتنامه دهخداجاسک . (اِخ ) نام یکی از بخشهای پنجگانه ٔ شهرستان بندرعباس و واقع در جنوب خاوری آن شهرستان است . حدود آن بشرح زیر است : از شمال به بخش کهنوج و ازخاور به شهرستان