اقصئلاللغتنامه دهخدااقصئلال . [ اِ ص ِءْ ] (ع مص ) اقامت نمودن در جایی . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || گرفتن چیزی را: اقصاَل َّ به اقصئلالاً؛ قبض علیه . (از اقرب الموارد).
واقصةلغتنامه دهخداواقصة. [ ق ِ ص َ ] (اِخ ) عقبه ای است متعلق به بنی شهاب از طی که دو منزل پائین تر از زباله است و به آن واقصة الحزون گویند. (از معجم البلدان ).
واقصةلغتنامه دهخداواقصة. [ ق ِ ص َ ] (اِخ ) آبی مربنی کعب را. (منتهی الارب ). آبی است متعلق به بنی کعب که اطراف آن را و اقصات گویند. (از معجم البلدان ).