اختطاءلغتنامه دهخدااختطاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص )گام زدن . گام نهادن . || گذشتن بر چیزی یاکسی بسرعت . || گذشتن بر کسی یکبار. اختیاط. || اختطاء ناس ؛ تخطی رقاب مردم کردن .
اختباءلغتنامه دهخدااختباء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) پنهان شدن . (تاج المصادر بیهقی ). در پرده شدن . || پنهان کردن . (منتهی الارب ). || تعمیه کردن بر کسی چیزی را و به ستر پرسیدن او را از
اختتاءلغتنامه دهخدااختتاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) شکسته شدن از اندوه یا بیم یا مرض . || فروتنی کردن . || تافتن ریشه ٔ جامه را. || بازداشتن کسی را از کاری . || فروختن متاع خود یکان یکا
اختصاءلغتنامه دهخدااختصاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خویشتن را خصی کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). خصی کردن خود را. خایه کشیدن .
اختفاءلغتنامه دهخدااختفاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) نهان گردیدن . پوشیده گردیدن . پنهان شدن . استتار. تواری : عبدالملک از غصه ٔ آن حیلت و محنت این علت بی سامان شد و جز گریختن و دست در د
اختلاءلغتنامه دهخدااختلاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بریدن بشمشیر. || درودن و برکندن گیاه تر را. گیاه درودن و آنچه بدان ماند. (تاج المصادر بیهقی ). گیاه و آنچه بدان ماند درودن . (زوزنی )