امتراءلغتنامه دهخداامتراء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بیرون آوردن چیزی را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || بیرون آوردن باران از ابر و شیر از پستان . (تاج المصادر بی
استراءلغتنامه دهخدااستراء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) اختیار کردن چیزی را. (منتهی الارب ). برگزیدن . (منتهی الارب ) (زوزنی ): استراء الموت الحی ؛ برگزید مرگ ، مهتران قبیله را. || بشب رفتن
اشتراءلغتنامه دهخدااشتراء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خریدن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 13) (آنندراج ). مالک شدن چیزی را. (زوزنی ). || فروختن . (منتهی ا
اعتراءلغتنامه دهخدااعتراء.[ اِ ت ِ ] (ع مص ) فروگرفتن احسان گیرنده را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بمعنی اعترار نیز آمده است . صاحب نشوءاللغه آرد: و قد جاء الاعترار فی لغتنا کا
افتراءلغتنامه دهخداافتراء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) دروغ گفتن بر کسی و بهتان . (آنندراج ). دروغ بربافتن . (منتهی الارب ) (المصادر زوزنی ). دروغ فرابافتن . (تاج المصادر بیهقی ). دروغ برب
اقتراءلغتنامه دهخدااقتراء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) میزبانی کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || نیکویی کردن با مهمان . || مهمانی خواستن . || در پی بلاد رفتن و طلب کردن برفتن از شهر