امارت مآبلغتنامه دهخداامارت مآب . [ اِ رَ م َ ] (ص مرکب )هم مرتبه ٔ امیر و فرمانفرما. در مقام القاب و عناوین متداول بود : خواجه ٔ افضل جناب امارت مآب را بی اختیار ساخت . (حبیب السیر
امارت مآبیلغتنامه دهخداامارت مآبی . [اِ رَ م َ ] (حامص مرکب ) عنوانی است که در مورد احترام و تفخیم از امیر گویند. (از فرهنگ فارسی معین ).
مؤامراتلغتنامه دهخدامؤامرات . [ م ُ آ م َ ] (ع اِ) نام قسمی خط عربی . (فهرست ابن الندیم ). || احکام پادشاهان در مصادره ٔ اموال یکی از مأموران خود. (یادداشت لغت نامه ). || ج ِ مؤ