امیلوزلغتنامه دهخداامیلوز. [ اَ لُزْ ] (فرانسوی ، اِ) مرضی که در آن از اعضای بدن مواد نشاسته ای بیرون می ترواد. (از لاروس ).
امیل زولالغتنامه دهخداامیل زولا. [ اِ زُ ] (اِخ ) (1840 - 1902 م .) نویسنده ٔ فرانسوی اصلاً ایتالیائی بود. دوره ٔ جوانی او بفقر گذشت . سرانجام از نویسندگی توانگرشد. وی در آثار خود حی
امیللغتنامه دهخداامیل . [ اَ ] (ع اِ) کوه ریگ که درازی آن بقدر یک روز راه و عرض آن یک گره باشد، یاپشته ٔ ریگ . ج ، اُمُل . || (اِخ ) نام جایی است . (از ناظم الاطباء).
امیللغتنامه دهخداامیل . [ اِ ] (اِخ ) ازاعلام فرنگی و نام کتاب نویسنده و فیلسوف مشهور فرانسوی ، ژان ژاک روسو است . رجوع به روسو (ژان ژاک ) شود.
امیللغتنامه دهخداامیل . [ اَ ] (اِخ ) یوم الامیل ؛ جنگی که در آن بسطام بن قیس کشته شد، و آنرا یوم الحسن و یوم فلک الامیل نیز گویند. (از مجمع الامثال میدانی ).
امیللغتنامه دهخداامیل .[ اَ ی َ ] (ع ن تف ) گراینده تر. مایل تر. (یادداشت مؤلف ). میل کننده تر. (آنندراج ). || (ص ) کج . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کج ، از بناء و جز آن . (از ا