انتجاعلغتنامه دهخداانتجاع . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بطلب آب و علف و منفعت و نیکویی شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). طلب گیاه در موضع آن . (از اقرب الموارد). گیاه و آب جس
انتجاعفرهنگ انتشارات معین(اِ تِ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - به طلب نیکویی واحسان شدن . 2 - در طلب آب و علف رفتن .
انتجاعفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. به طلب نیکویی و احسان شدن؛ بخشش خواستن.۲. در طلب آب و علف رفتن.
انتاعلغتنامه دهخداانتاع . [ اِ ] (ع مص ) خوی بسیار آوردن . (ناظم الاطباء). بسیار عرق کردن . (از اقرب الموارد). || ناایستادن قی . (ناظم الاطباء). منقطع نشدن قی . (از اقرب الموارد)
انتلغتنامه دهخداانت . [ اَ ت َ ] (ع ضمیر) ضمیر مخاطب مذکر، یعنی تو. (ناظم الاطباء). تو مذکر. (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ). تو که مردی . (آنندراج ).
انتلغتنامه دهخداانت . [ اَ ت ِ ] (ع ضمیر) ضمیر مخاطب مؤنث ، یعنی تو. (ناظم الاطباء). تو مؤنث . (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ). تو که زنی . (آنندراج ).