ژن خانهدارhousekeeping gene, HK, reference geneواژههای مصوب فرهنگستانهر ژنی که بهصورت سازنده در یاختۀ فعال معینی بیان میشود و بیان آن برای فعالیت طبیعی یاخته ضروری است متـ . ژن نهادی constitutive gene
انجختلغتنامه دهخداانجخت . [ اَ ج ُ] (اِ) خواهش و میل و توقع. (از ناظم الاطباء). برجست . (از شعوری ج 1 ورق 100 ب ). و رجوع به انچخت شود.
انجختنلغتنامه دهخداانجختن . [ اَ ج ُ ت َ ] (مص ) برجستن . (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (مؤید الفضلاء). || طمع داشتن . (آنندراج ). خواهش کردن و توقع کردن . || چین دار بو
انجوختنلغتنامه دهخداانجوختن . [ اَ ت َ ] (مص ) برهم کشیدن و ترنجیدن روی و اندام . || اندوختن . || ورزیدن . (ناظم الاطباء). و رجوع به انجختن و انجوخیدن و انجوغیدن و انجوخ شود.
انجوختهلغتنامه دهخداانجوخته . [ اَ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) آنکه پوستش پژمرده و ترنجیده شده باشد. (از لغت فرس اسدی چ دبیرسیاقی ص 31).