کات گوتلغتنامه دهخداکات گوت . (انگلیسی ، اِ) زهی که از امعاء بز یا گربه سازند و در جراحی مستعمل است .
کات تگالغتنامه دهخداکات تگا. [ ت ْ ت ِ ] (اِخ ) بغاز بین سوئد و دانمارک که بدریای شمال توسط «اسکاژراک » و بدریای بالتیک توسط «سوند» و «بلت » می پیوندد.
کات توویسلغتنامه دهخداکات توویس . [ ت ْ ت ُ ] (اِخ ) شهری از لهستان ، مرکز سیلزی لهستانی ، دارای 135000 سکنه ، مرکز بزرگ استخراج و تصفیه ٔ فلزات است .
کات تارولغتنامه دهخداکات تارو. [ رُ ] (اِخ ) نام ایتالیائی «کوتور» ، بندر یوگسلاوی در ساحل ادریاتیک (دالماسی )، در خلیج مصب های کات تارو، دارای پنج هزار سکنه .
کات تنوملغتنامه دهخداکات تنوم . [ ت ْ ت ِ ن ُ ] (اِخ ) حاکم نشین بخش (موسل ) ناحیه ٔ «تینویل است » در ساحل رود موسل ، دارای 880 تن سکنه .