اهتماجلغتنامه دهخدااهتماج . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) سست شدن از گرمی و جز آن . || پژمرده و خشک گردیدن روی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
اهتمامفرهنگ مترادف و متضاد۱. تقلا، تکاپو، تلاش، جدیت، جهد، سعی، کوشش، مجاهدت، مساعی ۲. تیمارداری، دلبستگی، غمخواری، همتگماری
ارتماءلغتنامه دهخداارتماء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) افتادن . (منتهی الارب ). || بیکدیگر تیر افکندن . با یکدیگر تیر انداختن و انداخته شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). با همدیگر تیر ا