اهونلغتنامه دهخدااهون . [ اَهَْ وَ ] (ع ص ) آسان و نرم . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). آسان . هین . (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). || (اِ) روز دوشنبه . (از منتهی الا
کَاهِنٍفرهنگ واژگان قرآنپيشگو - غيبگو - خيالباف (کهانت به عقيده کاهنان عبارت است از اينکه کاهن پيامها و اطلاعاتي را از جن دريافت کند)
چاه نولغتنامه دهخداچاه نو. [ ن َ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه نائین و یزد، میان بم بیز و عقدا در 552100 گزی تهران .
چاهونلغتنامه دهخداچاهون . (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سرویزن بخش ساردوئیه ٔ شهرستان جیرفت که در 35 هزارگزی جنوب خاوری ساردوئیه و 2 هزارگزی شمال راه مالرو دارزین به ساردوئیه واق
کاهونلغتنامه دهخداکاهون . (اِخ ) شهرکی است خرد از ناحیت کرمان بر راه پارس . (حدود العالم ). رجوع به کاهین شود.