ابورافعلغتنامه دهخداابورافع. [ اَ ف ِ ] (اِخ ) اسلم قبطی . مولی رسول صلوات اﷲعلیه . صحابی است . رجوع به ابورافع هرمز... شود.
ابورافعلغتنامه دهخداابورافع. [ اَ ف ِ ] (اِخ ) الصائغ، نفیع. از علمای تابعین است و درک جاهلیت نیزکرده است . ثابت البنانی و قتاده از او روایت کنند.
ابورافعلغتنامه دهخداابورافع. [ اَ ف ِ ] (اِخ ) مولی ام السلمه ، عبداﷲبن رافع. تابعی است . رجوع به حبیب السیر ج 1 ص 137 شود.
ابورافعلغتنامه دهخداابورافع. [ اَ ف ِ ] (اِخ ) مولی رسول اﷲ و یا مولی العباس . صحابی است . رجوع به ابورافع هرمز... شود.
جابلغتنامه دهخداجاب . (اِخ ) صحرائی است سرخ رنگ مائل به رنگ خاکی بین عقدالحیل بالای سقیفه . (مراصد الاطلاع ص 106).
چابکفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسم جلد، چالاک، چست، شاطر، شهم، فرز، قبراق، هژیر ≠ چلمن ۲. داهی، زرنگ ≠ تنبل ۳. تند، زود ۴. زبردست، ماهر ۵. تازیانه، شلاق