ابوعطیهلغتنامه دهخداابوعطیه . [ اَ ع َ طی ی َ ] (اِخ ) حردبن قطن الثکنی . او از ابومسهر الاعرابی روایت کند. (ابن الندیم ).
ابوعطیهلغتنامه دهخداابوعطیه . [ اَ ع َ طی ی َ ] (اِخ ) عمربن جندب . تابعی است و برخی نام وی مالک بن عامر الهمدانی گفته اند. او در ولایت عبدالملک درگذشت .
ابوعطیهلغتنامه دهخداابوعطیه . [ اَ ع َ طی ی َ ] (اِخ ) مولی بنی عقیل . او از مالک بن الحویرث و از او بدیل بن میسره روایت کند.
ابوعطیهلغتنامه دهخداابوعطیه . [ اَ ع َ طی ی َ ] (اِخ ) وادعی . برخی نام وی را مالک بن عامر و بعضی عمروبن ابی جندب گفته اند. صحابی است و ابن سیرین از وی روایت کند.
جابلغتنامه دهخداجاب . (اِخ ) صحرائی است سرخ رنگ مائل به رنگ خاکی بین عقدالحیل بالای سقیفه . (مراصد الاطلاع ص 106).
چابکفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسم جلد، چالاک، چست، شاطر، شهم، فرز، قبراق، هژیر ≠ چلمن ۲. داهی، زرنگ ≠ تنبل ۳. تند، زود ۴. زبردست، ماهر ۵. تازیانه، شلاق