ابوعبدالصمدلغتنامه دهخداابوعبدالصمد. [ اَ ع َ دِص ْ ص َ م َ ] (اِخ ) از فضیل بن مرزوق و مسعودی روایت کند.
ابوعبدالصمدلغتنامه دهخداابوعبدالصمد. [ اَ ع َ دِص ْ ص َ م َ ] (اِخ ) تابعی است . او ازام الدرداء و از او حبیب بن عمر الانصاری روایت کند.
ابوعبدالصمدلغتنامه دهخداابوعبدالصمد. [ اَ ع َ دِص ْ ص َ م َ ] (اِخ ) عبدالعزیزبن عبدالصمد. از روات حدیث است و بندار از او روایت کند.
ابوعبدالصمدلغتنامه دهخداابوعبدالصمد. [ اَ ع َ دِص ْ ص َ م َ ] (اِخ ) منذربن نافع. از روات حدیث است و ابومسهر از او روایت کند.
جابلغتنامه دهخداجاب . (اِخ ) صحرائی است سرخ رنگ مائل به رنگ خاکی بین عقدالحیل بالای سقیفه . (مراصد الاطلاع ص 106).
چابکفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسم جلد، چالاک، چست، شاطر، شهم، فرز، قبراق، هژیر ≠ چلمن ۲. داهی، زرنگ ≠ تنبل ۳. تند، زود ۴. زبردست، ماهر ۵. تازیانه، شلاق