ابوساعدلغتنامه دهخداابوساعد. [ اَ ع ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن احمد حنفی ، ملقب به عمادالاسلام . او راست : کتاب الاعتقاد. وفات وی به سال 432 هَ . ق . بوده است .
ابوحمید ساعدیلغتنامه دهخداابوحمید ساعدی . [ اَ ح َ دِ ع ِ ] (اِخ ) نام او منذر یا عبدالرحمن بن سعدبن منذر انصاری . از صحابه ٔ رسول صلی اﷲعلیه وآله است . او در اواخر خلافت معاویه درگذشت .
جابلغتنامه دهخداجاب . (اِخ ) صحرائی است سرخ رنگ مائل به رنگ خاکی بین عقدالحیل بالای سقیفه . (مراصد الاطلاع ص 106).
چابکفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسم جلد، چالاک، چست، شاطر، شهم، فرز، قبراق، هژیر ≠ چلمن ۲. داهی، زرنگ ≠ تنبل ۳. تند، زود ۴. زبردست، ماهر ۵. تازیانه، شلاق