ابوقرهلغتنامه دهخداابوقره . [ اَ ق ُرْ رَ ] (اِخ ) سعیدبن صدقه . محدث است و حمادبن زید از او روایت کند.
ابوقرهلغتنامه دهخداابوقره . [ اَ ق ُرْ رَ ] (اِخ ) عبیدبن قیس والد مغیرةبن ابی قره . تابعی است . او از انس و از او یحیی بن سعید روایت کند.
ابووقرهلغتنامه دهخداابووقره . [ اَ بو وَ رَ ] (اِخ ) عمیربن نمیر. تابعی است . اواز ابن عمر و از او اسماعیل بن ابی خالد روایت کند.
جابلغتنامه دهخداجاب . (اِخ ) صحرائی است سرخ رنگ مائل به رنگ خاکی بین عقدالحیل بالای سقیفه . (مراصد الاطلاع ص 106).
چابکفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسم جلد، چالاک، چست، شاطر، شهم، فرز، قبراق، هژیر ≠ چلمن ۲. داهی، زرنگ ≠ تنبل ۳. تند، زود ۴. زبردست، ماهر ۵. تازیانه، شلاق