ابوبکر خفافلغتنامه دهخداابوبکر خفاف . [ اَ بو ب َ رِ خ َف ْ فا ] (اِخ ) ابوبکربن یحیی بن عبداﷲ خفاف مالقی نحوی . شاگرد شلوبین . شارح کتاب سیبویه و ایضاح فارسی و لمع ابن جنی و غیر آن .
جابلغتنامه دهخداجاب . (اِخ ) صحرائی است سرخ رنگ مائل به رنگ خاکی بین عقدالحیل بالای سقیفه . (مراصد الاطلاع ص 106).
چابکفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسم جلد، چالاک، چست، شاطر، شهم، فرز، قبراق، هژیر ≠ چلمن ۲. داهی، زرنگ ≠ تنبل ۳. تند، زود ۴. زبردست، ماهر ۵. تازیانه، شلاق