ابوامین بهرانیلغتنامه دهخداابوامین بهرانی . [ اَ ؟ ] (اِخ ) نام محدثی . و او ازقاسم بن عبدالرحمن شامی روایت کند. صاحب منتهی الارب بر خلاف تاج العروس بجای بهرانی ، نهرانی آورده است .
ابوامینلغتنامه دهخداابوامین . [ اَ اُ م َ ] (اِخ ) نام محدثی . صاحب ابی هریره . و ابوالوازع از او روایت کند.
جابلغتنامه دهخداجاب . (اِخ ) صحرائی است سرخ رنگ مائل به رنگ خاکی بین عقدالحیل بالای سقیفه . (مراصد الاطلاع ص 106).
چابکفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسم جلد، چالاک، چست، شاطر، شهم، فرز، قبراق، هژیر ≠ چلمن ۲. داهی، زرنگ ≠ تنبل ۳. تند، زود ۴. زبردست، ماهر ۵. تازیانه، شلاق