ابوالمرهفلغتنامه دهخداابوالمرهف . [ اَ بُل ْ م ُ هََ ] (اِخ ) نصربن منصوربن الحسن بن جوشن بن منصوربن حمیدبن اثال عیلانی نمیری . رجوع به نمیری نصر... شود.
ابوالمرهفلغتنامه دهخداابوالمرهف . [ اَ بُل ْ م ُ هََ ] (اِخ ) نمیری . رجوع به نمیری نصربن منصوربن الحسن ... شود.
جابلغتنامه دهخداجاب . (اِخ ) صحرائی است سرخ رنگ مائل به رنگ خاکی بین عقدالحیل بالای سقیفه . (مراصد الاطلاع ص 106).
چابکفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسم جلد، چالاک، چست، شاطر، شهم، فرز، قبراق، هژیر ≠ چلمن ۲. داهی، زرنگ ≠ تنبل ۳. تند، زود ۴. زبردست، ماهر ۵. تازیانه، شلاق