ابوالمنذرلغتنامه دهخداابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] (اِخ ) داودبن علیة الکندی . محدث است و شاذان از او روایت کند.
ابوالمنذرلغتنامه دهخداابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] (اِخ ) ابی ّبن کعب بن قیس بن عبید. صحابی است . رجوع به ابی ّبن کعب ... شود.
ابوالمنذرلغتنامه دهخداابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] (اِخ ) اسماعیل بن منذرالواسطی . محدث است و زیدبن حباب از او روایت کند.
ابوالمنذرلغتنامه دهخداابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] (اِخ ) انصاری . یزیدبن عامربن حدیدة. صحابی است و غزوه ٔ بدر را دریافته است .
جابلغتنامه دهخداجاب . (اِخ ) صحرائی است سرخ رنگ مائل به رنگ خاکی بین عقدالحیل بالای سقیفه . (مراصد الاطلاع ص 106).
چابکفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسم جلد، چالاک، چست، شاطر، شهم، فرز، قبراق، هژیر ≠ چلمن ۲. داهی، زرنگ ≠ تنبل ۳. تند، زود ۴. زبردست، ماهر ۵. تازیانه، شلاق