ابوابجمعیلغتنامه دهخداابوابجمعی . [ اَب ْ ج َ ] (اِ مرکب ) دخل ها و دریافت های صاحب جمعی . وصولیهای مادرحسابی . مأخوذیهای محصل خراج و مانند آن .
ابواب جمعیفرهنگ انتشارات معین( ~ِ جَ) [ ع . ] (ص نسب .) 1 - منسوب به ابواب جمع ؛ دریافت ها و وصولی - های مادر حساب ، دخل ها و دریافت های صاحب جمع . 2 - گروهی که در یک مجموعه کار م ی کنند
ابواب جمعیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آنچه از درآمد یا اموال که در اختیار کسی است.۲. (اسم، صفت نسبی) مجموعۀ کارکنان زیر فرمان یک نفر یا یک سازمان.
ابومعیطلغتنامه دهخداابومعیط. [ اَ م ُ ع َ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) یکی از کنای عرب است و از جمله کنیت ابان پدر عُقبه .
ابومعینلغتنامه دهخداابومعین . [ اَ م َ ] (اِخ ) ناصربن خسروبن حارث حمیدالدّین قبادیانی مروزی علوی . رجوع به ناصربن خسرو شود.